الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

54

تفسير مجمع البيان (فارسى)

« فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ » پس به زودى خواهيد دانست كداميك از ما و شما مستحق تمسخر و استهزاء هستيم ، و يا معنى جمله اين است كه به زودى كيفر تمسخر خود را خواهيد دانست . « مَنْ يَأْتِيهِ عَذابٌ يُخْزِيهِ » بحسب ظاهر اين جمله ابتداى سخن ديگرى از نوح عليه السلام است و ارتباطى بما قبل ندارد ، ولى بهتر همانست كه بگوئيم اين جمله مربوط بما قبل است يعنى به زودى خواهيد دانست كه عذاب خوار كننده و رسوا كننده در دنيا بسراغ كداميك از ما دو طائفه خواهد آمد . « وَ يَحِلُّ عَلَيْهِ عَذابٌ مُقِيمٌ » و فرود آيد بر وى عذاب دائم در آخرت . داستان نوح و كشتى : حسن گفته است : طول كشتى نوح يكهزار و دويست ذراع بوده و عرض آن ششصد ذراع . و قتاده گفته : طول آن سيصد ذراع و عرضش پنجاه ذراع و ارتفاعش سى ذراع بوده ، و در آن در قسمت عرض آن قرار داشت . و ابن عباس گفته : كشتى مزبور مركب از سه طبقه بود ، يك طبقه براى مردم ، و طبقهء ديگر براى چهارپايان ، و طبقهء سوم براى جانوران و وحوش ، بدين ترتيب كه طبقهء زيرين جاى وحوش و درندگان و جانوران بود ، و طبقهء وسط جاى چارپايان ، و خود نوح و همراهانش در طبقهء بالا جاى گرفتند و هر چه از خوراكى و ساير لوازم بود در همان طبقهء بالا جاى دادند . و عايشه از رسول خدا - صلى اللَّه عليه و آله - روايت كرده كه نوح نهصد و پنجاه سال در ميان قوم خود بود و آنها را بخداى تعالى دعوت فرمود . و چون دورانشان بسر آمد درختى غرس كرد و آن درخت بزرگ شد و شاخهاى آن بهر طرف رفت نوح در اينوقت آن را بريد و شروع بساختن كشتى نمود ، قوم وى كه او را ميديدند جريان را مىپرسيدند و او در جواب ميگفت : كشتى ميسازم . مردم او را مسخره ميكردند و ميگفتند : تو كشتى را در خشكى مىسازى پس كجا در آب ميأندازى ؟ نوح بدانها ميگفت : به زودى خواهيد دانست ! و چون كشتى تمام شد و آب از زمين جوشيد و كوچه‌ها را فرا گرفت ، زنى بچه‌اش را كه بسيار دوست داشت بر داشته و بكوهى پناه برد تا همين كه ثلث آن كوه را آب گرفت بالاتر رفت تا به بالاى